دخملی- 35

واییییییییییییییییییییی یعنی دیگه داشتم می ترکیدم از دست این پرشین !! اه اه ...

دیگه انقدر از خاطرات گذشته که نوشتنش لطفی نداره ... فقط این که سه شنبه و چهارشنبه خونه مامان اینا بودیم ... خوش هم گذشت ...

سه شنبه شب هم همسری رفت احیا ...

چهارشنبه بعد از تلفن دوست همسری قرار شد بریم یه جایی که اش مخصوص یزدی می پزن و اش بگیریم که انقدرررررررررررررر شلوغ بود که نشد !

با مامان برای افطار برای اولین بار کوفته تبریزی درست کردیم ... عالی شد ...

پنج شنبه هم مامان اینا خونه مون بودن و خوش گذشت ...

برای افطار نون و پنیر و کره و گردو و خرما و سوپ شیر - به گفته همه بسیار خوشمزه- و حلوا ارده داشتیم که مامان هم کره بادوم زمینی اورد برامون . من عااااااشق کره بادوم زمینی هستم !

شام هم مرغ سوخاری و قارچ و پیاز و سیب زمینی سرخ کرده و پیتزا داشتیم. همسری مهربون خیلی کمکم کرد و تقریبا همه غذاها رو درست کرد. عاااااااااااااشقتم همسری قلب

جمعه هم خونه بودیم . کلی کار نظافتی کردیم. خیلی مزه داد . روز خوبی بود و حسابی خستگی مون در رفت ...

شب هم دوستامون بعد از شام اومدن شب نشینی ...

**********

شنبه من مریض بودم . سردرد وحشتناک . همسری مهربون هم افطاری رو اماده کرد و هم شام خوشمزه ... واییییییییییی شامش در حد بی نهایت خوشمزه بود. یه مدل خوراک مرغ . حتما دستورش رو تو وب آشپزی میزارم ... با اسم خود همسری ...

**********

دیروز هم چهارمین سالگرد عقدمون بود. واییییییییییییی همسری سورپرایزم کرد و برام یه ساعت خوشگلانسیه جینگولانسی خرید ... خیلی ذوق زده شدم ... خیلییییییییییی هورا دست مهربونت درد نکنه همسری ...

کلی هم خجالت کشیدم که من هیچی برای همسری نخریدم ... خاک تو سرم اصلنش ...

دیشب هم به مناسب سالگردمون لازانیا درست کردم و اخر شب هم با همسری رفتیم بیرون ... سمت تجریش و نیاوران ... مثلا میشه یعنی ما یه روزی اونجا خونه بخریم ؟!خیال باطل

* کامنتهای پست قبل خیلی زیاده ... اروم اروم تائیدشون میکنم ....

** ماست میوه ای آلوئه ورا و میوه های جنگی رو امتحان کنید .... معرکه است !!‌

*** دلم یه رنگ موی خوشگل میخواد . چون موهام مش داره فعلا نمیشه دکلره کرد ... یه رنگ موی شیک که بدونه دکلره بشه دراورد میشه پیشنهاد بدین ؟ کسی می دونه خاکی تیره رو میشه بدون دکلره دراورد یا نه ؟

/ 59 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شقایق

ببینم چرا اینقدر سر شما شلوغه آیا؟

آتوسا

یه ارایشگاه هست تو 154 غربی تهرانپارس به اسم مینا کاره رنگش خوبه و خوبم میگیره البته شما که ارایشگر نمیخواین با وجود دوسته خوبتون ولی کارش خوبه برو اونجا کارشو ببین بهتم میگه که موهاتو چیکار کنی که خوب بشه البته خوب که هست بهتر بشه

مهرگان

منظورم این بود که اوون شادی که الان شما ازش می نویسی توی خونه های بالای شهری که ازش نام بردی زیاد یافت نمیشه / مثال اینکه گشتم نبود نگرد نیست....

ساراسارا

دخملی جونم... چرا فکر می کنی مقدرات تحمیل شدن؟؟؟ یعنی مقدرات از چی اومده که ادم در مقابلش هیچ اراده ای ندارن...درسته که بعضی چیزا دست خداست...ولی خود خدا میگه دعا مقدرات رو عوض می کنه....ولی دلیل نیست که همه ی دعاها مقدرات رو عوض کنن.... نمیدونم متوجه منظورم میشی یا نه؟ حساب دو دوتا چهار تا نیست که همیشه جوابش یکی باشه...حساب اینه که اعمال گذشته ات و گذشتگانت چیزی رو تو زندگیت میاره (حالا میتونی از خوبیت باشه که سختی واست میاد یا گناهات) حالا گاهی این مشکل مادی هست گاهی حالت معنوی داره که راه مادی واسش نیست مثه بیماری لا علاج... حالا لزوما قراره هر دعایی پذیرفته بشه که ثابت بشه دعا مقدرات رو عوض می کنه؟؟ نه اینطور نیست چون دعا کردنا فرق داره...اعمال فرق داره و دلا فرق داره(گفتم سختی یا نتیجه خوبیت هست که خدا همینجا سختی میده تا حساب اخرتت کم بشه البته تا جایی که حق الله چون حق الناس هم این دنیا هست هم اون دنیا یا هم نتیجه بدیهات)

ساراسارا

دخملی جون در اینکه دعا ارامش میاره شکی نیست ولی اینکه میگی مقدرات عوض نمیشه...خدا تو قران میگه اگه شما بخواین عوض میشه ولی ازونجایی که منظور ما از مقدرات اینجا چیزایی هست که از حوزه مادیت خارجه واسه این نمیشه همینطور مادی حسابش کرد چون عالم روح رو زیاد ازش نمیدونیم...ولی اینکه این خواستن چه جوری قبئل میشه گفتم تو قسمتای قبل به خیلی چیزا بستگی داره... تاحالا اگه چیزی تو زندگیت دعا کردی و خدا بهت نداده بعدا ندیدی بهترش بهت رسیده؟؟؟؟ تا حالا نشده یک چیزی بخوای و بعد به دست اوردنش مشکلاتت بیشتر باشه؟؟؟(حالا مشکل فقط مادی نیست مهمه که دیدت فقط ماده نباشه مشکل میشه از یاد بردن خدا هم باشه)

ساراسارا

اینا دلیل اینه که مقدرات عوض میشه ولی نه به صرف هر دعا کردنی چون مادی نیست که هر کی غذا خورد سیر بشه...مربوط به روحه و روح رو شناختن سخته واسه این همه میگن حکمت و مصلحت چون عقل به پاش نمیرسه چون درک باید بکنی دخملی...به دعاهایی که کردی و اجابت نشده و دعاهایی که اجابت شدن...الان شاید نفهمی ولی حساب دعا واسه این دنیا نیست که همه چیشو همینجا درک کنی میشه درک کرد ها ولی باید خیلی روحت رو بسازی که از ادمای عادی بر نمیاد یعنی چون سخته نمی ریم دنبالش و لی اگه نمیریم ولی اعتقاد به خدا باعث میشه ته قلبمون قانع بشه چون من روح رو نمی فهمم که بخوام درک کنم چرا دعام قبول نشده چون مسایلی که به اجابت دعا مربوط میشه رو کامل نمیدونم...

ساراسارا

یعنی وقتی میشه بگم مقدرات عوض نمیشه که شرح کامل زندگی خودم و گذشتگانم رو بدونم.(اون اعمالی که رو نسل تاثیر میذاره و البته گناه و ثواب واسه ما نداره چون خدا بر همون اساس از ما می خواد ) شرح کامل افکار خودم رو یادم بیاد + اینکه بتونم اینده رو ببینم و تاثیر اجابت یا عدم اجابت دعام رو بدونم... و بعد همه ی این دونستنا ببینم یک نقطه ای هست تو زندگی که با اینکه هیچ ربطی به من نداره ولی داره واسم اتفاق میافته بدون اینکه من بخوام ....این یعنی من با علم به همه ی اینا بفهمم هیچ جیزی نبوده و فقط خدا یک بلا واسه من فرستاده همینجوری! و منم دیگه همین بلا سرم میاد و هیچ کاری نمیشه کرد... ولی وقتی من همه ی اینا رو نمیدونم و متوجه نیستم این سختی از کجاست چه طور میشه بگم میتونم این سختی رو تغییر بدم یا نه؟؟؟ و وقتی نمی دونم این تغییر به نفع یا ضرر منه از کجا می تونم طلبکار خدا باشم که تو منو دوست نداری واسه این ندادی؟؟؟

رها شده

[نیشخند] اومدم ولي هنوز اپ نكردي![چشمک]

مهر

یعنی این پرشین آخرررررررش بودا... دلم پوسید یه بار وب خودمو باز می کردم یه بار وب تو رو !!!!!!! دلم برای خودت و نوشته هات تنگ شده بود[قلب]