امشب من...

دارم چند تا تیکه ظرف باقی مونده رو میشورم...

نگاهم از پنچره پشت سینک به بیرونه...

طبق معمول خیلی وقتا تو سکوت خونه دارم فکر میکنم...

یهو یادم میوفته یه زمانی چقدررررر دلم میخواست پشت سینک یه پنجره ای داشته باشم که باز بشه به حیاط... حیاطی که توش گل و چمن و سرسبزی داره...

یهو میبینم الان وایسادم پشت همون پنجره ای که ارزوشو داشتم... با یه حیاط نقلیه چند متری که توش سبزه داره!‌

تا میخوام فکر بکنم ببینم بهای این ارزو چیا بوده و چیا از دست دادم به عادت قدیم سرمو تکون میدم و فکرها رو میریزم بیرون!

نمیخوام به هیچی فکر کنم و حسرت بخورم و غمگین بشم! میخوام از همین چیزی که الان دارم شاد باشم...

بوی عدس پلوی دارچینی پیچیده تو خونه و منتظرم غذا اماده بشه تا همسر خسته رو که روی کاناپه در حال دیدن فوتبال خوابش برده بیدار کنم و شام بخوریم...

همین جوری که دارم می نویسم و سعی میکنم فکرمو جمع بکنم هواسم به شله زردیه که روی گاز گذاشتم...

شله زردی که با دیدن فیلم شمس العماررره یهو هوسش افتاد به دلمون! خجالت

فکر میکنم بسه دیگه هرچی تو چند تا نوشته اخیر ناله کردم و بهتر بگم هوررررررررررررررا هوراکه دیروز اخرین پروژه این ترم تحویل داده شد و من هم اکنون در حال نفس کشیدنم...

یه حس خوب و فراغت دارم... فراغت از درسی که وااااااااااقعا خوندنش سخت بود... جدای بحث زبان! که غولی بود برای خودش... مدل درس خوندن اینجا متفاوت و سخته! درس خوندنی که اصلا خوندن نیست! همش فهمیدن و سرچ و نوشتن مقاله است خنثی

هزار هزار کار برای خودم ردیف کردم که باید دونه دونه بهشون برسم...

از پیاده روی صبح های زود بعد از رفتن همسر بگیر تا دانلود سخنرانی های مورد علاقم و خوندن کتاب و خودسازی و نظافت خونه و ....

* پست بعدی یک پست مصور خواهد بود! به امید خدا!! چشمک

/ 27 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زیبا

همیشه شاد باشی منتظریم برای پست بعد[ماچ][ماچ]

سمیرا

آخیش که امتحاناتت تموم شدن...آخیش که یه عالمه حس خوب داری....اون بسته دریافتیتم مبارک باشه بانو از خونه تونم عکس بذار

افروز

چه درس خوبی گرفت از این پست خانمی .فکرای بد رو بریزم دور

آزاده

عزیزم مبارک سوغاتیات ک رسیده, خسته نباشی از درس, شما اونجام کدبانویا شعله زرد پختن افرین داره, کلی خوش بگذره ب شما و همسر جان

ماریا

سلام من تازه با وبلاگتون اشنا شدم. و خیلی خوشم اومده. از حالا به بعد منم خواننده وبلاگتون هستم[گل]

زمزم

قربون خودتو انرژیه توپت عشقم . عالی هستی :-*

حکیمه

سلام دخملی جان خوبی عزیزم خسته نباشی از امتحانات ایشاله که ادامه راهم به خوبی پیش میره عاشق ظرف شستن تو سینکیم که پشتش پنجره باشه رو به یه فضای سبز خوشگل خدایا به منم بده از اینا همیشه شاد باشی عزیزم

مینا

سلام دخملی جون. یه سوال داشتم. میخاستم بدونم دور شدن باعث میشه وابستگی همسر به خانوادش و مشکلاتی که بدلیل این وابستگی پیش میاد کم بشه؟ کلا در مورد خودت از دست درگیریهایی که خانواده همسرت درست میکردن راحت شدی آیا؟

روناک

اخی عزیزم یه ترم گذشت یا کلا تموم شد درست؟