+اضافه شد 72

ساعت 4 میرم سمت خونه . باید اول برم خرید میوه . همسری میگه من میرم اما می ترسم دیر و زود بشه و من دوباره استرس بگیرم ...

تا میرسم خونه 5 شده . اول از هر کاری باقالی ها رو می زارم بپزه . بعد هم کرم شکلاتم رو اماده می کنم .

مواد لازانیا درست شده که همسری می رسه .

بهم کمک میکنه تا لازانیا رو اماده کنم . اماده میشه و میره تو فر .

همسری سر برنجه و من دارم تند تند جمع آوری می کنم . می خورم به دیس قرمز و زرد خوشگله سرویسم . می افته و هزار تیکه میشه .

ناخوداگاه گریه ام میگیره . میرم تو اتاق . همسری میاد در رو باز نمی کنم . هی دلم می خواد یه گیری بهش بدم و بگم تقصیر تو بود اما واقعا چیزی پیدا نمی کنم !‌ بنده خدا اصلا از جاش تکون نخورده بود اخه !

تو همین هیر و ویر مامان زنگ میزنه . همسری بهش میگه دخملی داره گریه میکنه به شدت !! دیسش شکسته و این داره خودش رو می کشه . گوشی رو میده به من . مامان باهام دعوا میکنه ! میگه شکستنی ماله شکستنه ! خجالت بکش  . خودت شکستی گیر دادی به اون بنده خدا .پاشو خجالت بکش داره برات مهمون میاد زشت نیست تو رو با چشمای اشکی ببینن !

انقدری گریه دارم که میرم تو حموم . بدون توجه به هیچ کاری !

بازم گریه میکنم تا حالم جا بیاد .

میام بیرون همسری برنج رو دم کرده . میوه ها رو شسته و چیده و بقایای دیس شکسته رو هم جارو کرده ...

یکمی بهتر شدم .

ظرف اردو خوریم و اماده میکنم و ترشی آلبالو ، ترشی کلم قرمز ، ترشی مخلوط و فلفل ترشی می ریزم ...

سالاد رو درست می کنم ...

دارم قارچ های روی سوپ رو خورد میکنم که دوست جون و همسریش می رسن .

همسری اش رو 2-3 بار دیگه بیرون دیده بودیم ...

شب خوبی برای ما میشه برای دوست جون و همسریش نمی دونم !

فقط اینکه همه غذاهام موند . دوست جون و همسریش هیچیییییییییی نخوردن !!‌

باقالی پلو و مرغ که همون جوری رفت تو یخچال ...

همسری و همسری دوست جون تخته بازی می کنن . فک کنم همسری برنده میشه مژه

* دیشب یکی از دوستای گل وبلاگی و همسریش مهمون ما بودن .

** دیشب طنین و عسلی اش مهمون ما بودن .

/ 68 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
انا

سلام وبلاگ قشنگی دارید اگه به منم سر بزنید و منو تو بهتر شدن وبلاگم کمک کنید خیلی خوشحال میشم منتظر نظرات قشنگتون هستم اگه هم موافقید لینکتون کنم موافقید؟ موفق باشید

پائیز بهار زمستون

خانمی دیگه نمی نویسی؟

اطلسی

کجاییی دخملی کم پیدایییییییییی...خوبییییی؟

منظر

آپ كنيد لطفا" :دي[ماچ]

روشن

کجایی دخملی؟

سایه

دختر کجایی تو ؟چرا نمینویسی ؟

آتوسا

دخملی کوشی چرا نیستی عزیزم الو الو

روشن

به وبلاگم سر نمی زنی؟[گریه]

زهرا

چقدر زیاد نوشتی خسته نشی[عصبانی]