روزانه ...

الان دوشنبه ساعت 11:33 ...

نشستم روبروی همون پنجره محبوب همیشگی و طبق سایت هواشناسی منتظرم تا دقایقی دیگه بارون شروع بشه...

از صبح هوا افتابی بود و من هی تو بیرون رفتن و پیاده روی کردن تعلل کردم تا الان که سایت رو چک کردم و دیدم بله! تا ساعت 4 بعدازظهر بارون داریم...

بله خواهر! این جوریاست که اینجا اگه دیر به خودت بجنبی و تصمیم بگیری افتاب از دستت رفته نیشخند

نشستم و یه حس خوب از مهمونی دیروز دارم...

مهمونی که پذیرای دو نفر بودیم اما دو نفر تازه دوستی! که دفعه اول بود که مهمون خونه ما بودن...

و البته نباید از استرسی که داشتم چشم پوشی کنم!

حالا این استرس در اثر نداشتن چند ماهه مهمون هر روزه بود یا اینکه این ها دفعه اولشون بود نمیدونم!

اما هرچی که بود من مسترس! و عصبی بودم و هی دل نگران که مبادا میزبان خوبی نباشم و غذاهام خوب نباشه و به مهمون هام خوش نگذره که الحق برام مهم بود که این زوج دوست داشتی ساعت های خوبی رو تو خونه ما داشته باشن!

طبق معمول همیشه همسری حسابی کمک کرد و خودش به تنهایی مایه لوبیا پلو رو درست کرد و بعد هم خود لوبیا و انصافا چه لوبیا پلوی عالی شده بود! نه خیلی چرب و نه خشک و نه شفته و کلا عالی خوشمزه

مرغ و بادمجون منم که واقعا خوشمزه بود که البته من کاری نکردم و به لطف زعفروون فراوونی که مرغ ها توش سرخ شد و بادمجون های شیرین و بدون ذره ای تخم و تلخی اون مزه خوب رو داشت...

دلمه های فلفل رنگی هم جز یه تیکه کوچک اصلا خورده نشد و دو تا بزرگش رو راهی ظرف خانم دوست که خودش بهم قبلا ترشی داده بود کردم...

کلا که روز خوبی بود و خوش گذشت ومن صاحب یه خورش خوری بسیار بزرگ و زیبا هم شدم...

و الان نشستم روی همون مبل روبروی پنچره محبوب و به همه جای خونه تمیز نگاه میکنم و تو دلم یه حس خوب قیلی ویلی میره...

* همچنان سعی در اپلود عکس کردم که نشد... تازه کلی عکس از دانشگاه هم مخصوص اینجا گرفتم... باشد که پرشین عاقل شود!

/ 12 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
قاصدک

چه بامزه که در این حد میشه به سایت هواشناسی اعتماد کرد .. یاد طوفان یکی دو سال قبل تهران افتادم [نیشخند] حالا طفلک هواشناسی های ما .. یه بار یه طوفان رو پیش بینی نکردن ها[گاوچران] خیلی هم عالی .. کلا تو که کدبانوی خوشگل مایی [قلب]

فاطمه

سلام دخملی جون هزارماشالله ...چقدر خوندن پستهات انرژی اوره... اونقدر خوب مینویسی ..خواننده متن رو کامل میبری تو حتل و هوایی که توصیف کردی... همیشه شاد و اروم و خوشبخت باشی خانم

samira

khanooom shooma ke kadbanoooei esteres chera azizam. asheqe in heseeee khooobeetaaam

افسون

[دلشکسته]دلم برات تنگ شده دوستم. زیادددددددددد

ازاده

عزیزم من مطمئم همیشه بهترین میزبانی

آوا

من عاشق لوبیا پلوم

الی ناز

به باروووون..تو همیشه مهمونداریت عالیه نباید استرس داشته باشی..مخصوصا که همسریت هم کمکت میکنه و آشپزیش خوبه منم همچنان منتظر عکسهای قشنگت هستم..بازم صد رحمت به پرشین ما که وبمون پا در هواست و نمیتونم آپ کنم

roya

سلام دوستم بوووووسسسسسسسس دلم برات تنگیده شده بود بسیار خوشحالم که اونجا اوضاع و احوالتون خوبه تهران خیلی گرم شده خدا به داد ماه رمضان برسه چه روزه ای بگیریم ما امسال !!!!!! راستی عزیز یادته گفتم نامزد کردیم؟ما انشالله شنبه عروسیمونه گفتم خبر خوشحالی بدم بوس

banuyesharghi

خوووش به حالت اینقدر همسری تون کمکتون میکنه :)))

فاطمه زهرا

میدونی چی برام جالبه؟اینکه میتونی بی دغدغه از پنجره به بیرون نگاه کنی.اما اینجا اگه پرده رو یه ذره بزنیم کنار کلا ملت چشمشون تو زندگی آدمهاست.خوش یه حالت.اونجا پنجره تعریف شده.یعنی نفس.توی شهری که من و همسری و دختر خوشگام هستیم باید سه لایه پرده به پنجره باشه از بس مسلمونن ملت!