41

دختر خونه بابا بودن هم گاهی وقت ها لذت بخشه !!

با همسری حدود 4 میریم خونه . تو راه همسری میگه که ناهار نخورده و گشنه است . میگم منم همین طور ! همسری میگه نون بربری بخریم بریم عصرونه بخوریم ؟ میگم اوهوم !

میریم نونوایی بسته است . میریم سمت نونوایی تافتون اونم بسته است .

همسری میگه چی کار کنیم ؟! میگم پیتزا بخوریم ؟ میگه اره ! از کجا بگیرم ؟

میگم موادش رو جز خمیرش خونه داریم . خمیر بگیریم بریم خودمون درست کنیم ؟ با خوشحالی میگه اووووووووهوم !

تا میرسیم خونه همسری مشغول اماده کرده پیتزا میشه . منم جمع و جور می کنم .

یه پیتزای مشتیییییییییی همسری پز می خوریم ! واقعا در حق همسریم ظلم شده ! همسری اگه فست فود داشت واقعا خیلی موفق میشد ...

همسری حدود 6:30 با همکارش قرار داره . ساعت 5:15 میگه یه چرتی بزنیم ؟

ساعت کوک میکنم برای 6:10 اما از استرس خواب موندن خوابم نمیبره !

...

ساعت 6:30 همسری راهی میشه . دلم پر از استرس میشه و غصه اما سریع به خودم غلبه می کنم . براش آرزوی موفقیت می کنم ...

یکمی خونه رو جمع می کنم و 7 از خونه می زنم بیرون . میرم سمت خونه مامان اینا. سر راه یکمی خرید می کنم . یه گل سر خوشگل کوچولو برای خودم می خرم . یه دونه هم برای مامان ...

8 میرسم اونجا. مامان برام کوکوی سیب زمینی - که می دونه عاشقشم - درست کرده و عدسی !

دو تا سیخ جوجه هم اماده کرده . میگم چه خبره ؟!

میگه می خوام دلتنگ همسریت نباشی !

برای اینکه مامان نفهمه و ناراحت نشه مجبورم با اشتهای تمام غذا بخورم !

بعد از شام هم با بابا کلی خربزه می خوریم و می خندیم .

...

فقط قسمت شب خوابیدنش برام سخته . بدون همسری ! عادت دارم شب ها به صدای نفس های همسری ... به دستای همیشه گرم و تپلی اش ... تا صبح خیلی سخت می خوابم خیلی . به خصوص که همسری هم تو راهه ...

/ 48 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بانو

ایشاالله به سلامت می ره و بر می گرده.. درکت می کنم واقعا سخته.. [لبخند]

گلي

ايشالا هر چي قسمته گاهي دوري لازمه تا قدر همو بيشتر بدونين من كه تا پاهامو نندازم رو مولي خوابم نمي بره [نیشخند]

(افسون)

سلام عزیزم ....از بچه هام پرسیده بودی ....خدا رو شکر خوبند...دخترم که الان کلاس چهارم میره .....پسره هم که یک سال ودو ماه شده و خیلی بازیگوش..........خود من هم که 25 اردیبهشت به ایران امدم وبعد از 3 ماه و17 روز در تاریخ 11 شهریور برگشتم....

مروارید

هیچکس واقعا مثل مامان و بابا نمیشه.من از یکیشون محرومم.قدرشونو بدون.سایشون ۱۰۰۰ سال بالای سرتون باشه

خوشبخت

عزیزم ایشاله به سلامتی کاراش با موفقیت پیش بره یعنی این شب خوابیدن یه جای دیگه مکافاته منم مشکل تو رو دارم

سیندخت

ایشالا که با نتایج خوب و دل خوش و سلامتی برمیگردن

شقایق

حتمن میشه خانومی ی دنیا انر}ی مثبت فرستادم دیروز . خوبی دوست خوبم؟ همه چیز رو به راهه؟

شقایق

ای بابا چرا آخه؟ منم ناراحت شدم . ولی گفتی احتمالا شاید هنوزم بشه .ی ریزه امیدوار باش دخملکم ولی در نهایت امیدوارم هر چی به صلاحته همون بشه خانوم گلی.

اطلسی

الهییییییی میفهمم چی میگی...ایشالا با خبرای خوب برمیگیرده کلی دعا کردم براتون... زودی جباومو بده هاااا[نیشخند]