هر چیزی که شکل افراط داشته باشه برام تحملش سخته !

ولو عزای امام حسین !!

از افراط بیزارم ...

از همسری هم به حد مرگ عصبانی ام ...

/ 54 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

چشم بهم بذاری این روزا تموم میشه.نمی شه توهم باهاش بری؟این جوری راحت تره ها.دخملی جونم همسرت جای بدی نمیره که...یادم به اون ایمیله افتاد بذار برات بزارمش خدا رو شکر میکنم برای همسرم که میگه امشب شام سوسیس داریم، چون امشب خونه پیش منه و نه بیرون با کس دیگری. برای شوهرم که مثل یه گونی سیب زمینی افتاده روی مبل، چون خونه پیش منه و نه بیرون توی بارها. برای فرزندم که از شستن ظرفها شکایت دارد و این یعنی خونه مونده و تو خیابون ول نیست. برای شلوغی و کثیفی خانه بعد از مهمانی چون یعنی دوستانی دارم که پیشم میان. برای لباسهایی که کمی برام تنگ شدن چون یعنی غذا برای خوردن دارم. برای سایه ای که شاهد کار منه چون یعنی خورشید تو زندگیم میتابه. برای پنجره هایی که باید تمیز بشه چون یعنی خانه ای برای زنگی کردن دارم. برای جای پارکی که در انتهای پارکینگ پیدا میکنم چون یعنی قادر به راه رفتن هستم و وسیله نقلیه دارم. برای هزینه بالا برای گرمایش چون یعنی خانه گرمی دارم. برای خانمی که در کلیسا پشت سرم با صدای بدی میخواند چون یعنی گوشم میشنود. برای کوه لباسهایی که باید شسته و اتو بشوند چون یع

گیتی

واقعنگی واقعنگی[بغل]

sahar

man ta hala barat comment nazashtam.mikham bet begam ke tahsinet mikonam ke be khorafat eteghad nadari.vali darbare shoharet be nazare man mitouni ketbaaye tarikhieh motabar begiri besh bedi bekhoune ta be vagheiate poshte hame in dastanaye mazhabi pay bebare.agar betouni tarikhe tabario aslesho payda koni marjae khoubie.

ندا

سلام خانم خوشگله به خدا حساسیت بی مورده این روزها و شب ها که همیشه نیست سالی یه باره به نظرم تو هم باید درکش کنی رفتن به این جورجاها چقدر براش مهمه .... خوش باشی عزیزم

مهر

دوستم فکر کنم کمی با حساسیت داری به این مورد نیگا می کنی، چون از حرفای خودت معلومه که خیلی جاها همسرت به حرفات و خواسته هات توجه داره. حالا این چند روز حتی اگه 2 هفته هم بشه صبوری کن. بزار به اون هم خوش بگذره تو هم آرومتری. باور کن...

رعنایی

ووووووووووووووووای دخملی جونم از اینکه بم مسر زدی یه عالمه ممنون...آخه من دوشت دالم و کلی ذوق می کنم واست... راستش دیشب داشتم به مامی می گفتم دیگه از محرم خوشم نمیاد از بس همچی رنگ ریا به خودش گرفته!!! دیگه انگار هیچ خلوص نیتی در کار نیست!!! نیدونم تو قلبها چی میگذره!! راستی چلا عصبانی هستی؟ بت نمیاد از همسریت نالاحت باشی... ای شالله زود رفع میشه و دوباره خندون میشید بووووس

اسما

وااای منم این روزا از ازاینکه به خاطر این چیزا نمیتونم ببینمش یا میره سرما میخوره میاد یا به حرفم گوش نمیده اعصابم خورده اه

آتوسا

سلام دخملی خوبی اروم شدی

نفَس

دخملی خودتو ناراحت نکن تحملش سخته میدونم ولی خوب خیلی وقتها همسریت بخاطر دل تو خیلی هواتو داشته خوب فکر کن یادت میاد دیگه[ماچ] این سه روزم تندی گذشت 6 روز هیئتشونم به سرعت باد میگذره فکر اینو بکن که تو 365 روز سال 10 روز همسریت از این مراسما انرژی میگیره نذار دلتنگیت حالت عصبانیت به خودش بگیره دوست جووونم[بغل]