این روزهای عجیب...

روزها با یه سرعت عجیبی میگذرن...

طهر از خونه میزنیم بیرون... این بار به سمت پشت خونه... یه محوطه سرسبز و خوشگل... چشمم میخوره به تابلو کلینیک... باید رجیستر کنیم... چی بهتر از این!

یه خانوم خوشرو عین همه جاهای دیگه با خوشرویی راهنمایی میکنه... فرم ها رو پر میکنیم... برای جمعه ساعت چهار وقت ملاقات با نرس میده! با چک کردن سلامتی مون... خوب این نوع برخوردها هنوز برای ما خیلییییی عجیبه....

هرچی بانک میریم با یه جواب مواجه میشیم! به علت تح ر ی  م ها متاسفانه برای ما نمیتونن حساب باز کنن... دردناکه واقعا!!! نمیدونم باید چی کار کتیم!

میخوایم میوه بخریم.... دو بسته انگور... یه کیلو شلیل... پنج عدد موز... کیوی... پرتغال.... سیب زمینی....

برای برگشت سوار اتوبوس میشیم... با اینکه مسافت زیادی نیست اما خیلی خسته شدیم....

خوبه که قبل از بیرون رفتن مایه ماکارونی رو اماده کردم...

من با مامان اسکایپ میکنم. همسری ماکارونی رو دم میکنه... میوه ها رو میشوره و تو طرف میچینه... 

وسایل فردا رو اماده میکنم.... از صبح تا عصر کلاس دارم... از الان غصه گرفتم من تنبل؛)

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

وای شلیل به به.آخه چرا نمیشه مگه بدون حساب بانکی هم میشه

حاج خانوم

سلام دخملی جون... ببین بانک ملت چند ماه پیش تحریمشو برداشت. اتفاقا اولین کشورم انگلیس بود. بازم پیگیر بشین حتما میشه. چون آشنای ما از طریق بانک کاراشو انجام میده. شلیل نوش جونتون.

زیبا

دخملی جان خوبه رفتی اما مارو فراموش نکردی و هنوز اینجا می نویسی. خوبه همه چیز های رو به چشم خوب می بینی اون کتاب معجزه شکرگزاری واقعا انگار کلی تاثیر داشته. برای من هم کلی خوب بوده. زندگی رو از نگاه دیگه ای می بینم که چقدر هم تو روحیه ام توی مشکلات خوب بوده بازم از خودت بنویس برامون. موفق باشی عزیزم

سمیرا

چقدر این احترام گذاشتنها و برخوردهای خوب خوبه...ایشالا که دلتون خوش باشه همیشه ..راستی الان دانشگاهو با هزینه شخصی میرید یا جایی پذیرش گرفتید؟

roya

سلام دوست خارجکی خودم ؟ خوبی؟ همسری خوبه؟ درست میشه گلم شمادیگه به قسمت دم آقا گاوه رسیدین همینجوری با انگیزه ادامه بدین من طبقه پایین شرکتمون صرافی هست که بعضی از حواله هارو به صورت نقدی توی انگلیس یا جاهای دیگه پرداخت میکنن و بسیییییار هم معتبر هستن چون خودمون باهاشون کار می کنیم اگر از اقوام کسی خواست پول براتون بفرسته خبرم کن بوس

سمیرا

راستی اینجا همه چیزتون رو فروختید یا همونطوری گذاشتید بمونه>؟

افسون

آلیس در سرزمین عجایب[نیشخند]

skarlet

می خوندمت ولی دل و حوصله کامنت گذاشتن نداشتم چند وقت. احساس چند گانه ات کاملا طبیعیه ، محلش نذار چند وقت دیگه از بین میره. دیگه اونجا میشه محل زندگیت و حل میشی تو روزمره گی های اونجا. خوبه که سرت گرمه ، گذشت زمان رو نمی فهمی ، اگه سر همسر هم گرم می شد خیلی برای تو هم راحت تر بود. آقایون بیشتر از خانمها احتیاج دارن که بیرون از خونه باشن ، به خصوص مردهای فعال. موفق باشی در این دوره از زندگیت.