روزهای زندگی ما !

خدایا ! چه قدر کدبانو بودن سخت است !! تمام دستانم با تیغ های زرشک زخم شده اند !!!

*****

اصلا من انگاری یه مشکلی یه مریضی چیزی دارم ! دوست دارم برای خودم کار درست کنم . تو راه خونه فک میکنم که هیچ کاری ندارم ! خوشحال میرم سمت خونه .

تو راه مامان زنگ میزنه . میگه دارم میرم خرید . چیزی نمی خوای ؟ میگم چرا ! برام زرشک تازه بگیر . 

ساعت 5 به مامان زنگ میزنم میگم زرشک ها رو بیار بده من . می خوام امشب پاک کنم .

مامان زنگ پایین رو میزنه و هر کاری میکنم بالا نمیاد . میرم پایین زرشک ها رو میگیرم . هر کاری میکنم پولش رو نمی گیره . میام بالا ... ای داد بیداد !! کلیدم پشت در جا مونده ...

میرم دم خونه همسایه . پیچ گوشتی می خوام . آقای همسایه خودش میاد و برام باز میکنه . کلی تشکر می کنم .

سیب زمینی و تخم مرغ میزارم بپزه . مواد سوپ رو هم می ریزیم تو قابلمه و زیرش رو روشن میکنم .

مواد فانکل کیک !! رو میچینم رو کانتر و شروع میکنم .

زیاد جالب نمیشه . خودم اصلا خوشم نمیاد .

سیب زمینی و تخم مرغ ها رو حلقه میکنم . سوسیس ها رو سرخ میکنم . میخوام سوفله مجارستانی که از می شفف محبوب ! یاد گرفتم درست کنم .

میچینمش تو ظرف . سس سفید و بعد پنیر پیتزا . میزارمش فعلا تو یخچال .

میشینم سر زرشک ها . واییییییییی چه قدر خارهای گنده گنده خیلی تیز دارن . دستام میمیرن !!

همسری دیر میاد . 9 گذشته ... شام می خوریم .... حرف میزنیم . تی وی می بینیم . مثلا می خواستم زود بخوابم . ساعت 11:40 و من هنوز دارم جدول حل میکنم !

* سوفله مجارستانی از شبکه میشففف یاد گرفتم . خیلییییییی خوش طعم شد . دستورش رو به زودی میزارم ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٥ساعت ۸:٥٩ ‎ق.ظ توسط دخملی نظرات ()