روزهای زندگی ما !

* همسری آمد . همسری با دست پر آمد . همسری با یک عالمه کلمپه آمد . همسری با سه بسته بزرگ قائوت آمد. همسری با یک عالمه بادام آمد . همسری با یک بسته کره پسته ای آمد . همسری با کلی خوراکی و یک عالمه دلتنگی و عشق آمد !!

** دیشب که می خواستم برگردم مامان و بابا غصه دار شده بودن ... هی به هم می گفتن آخی جای بچه ام خالی میشه ... مامان بغض کرده بود بابا هم هی سیگار می کشید . دلم گرفت ...

*** دیروز با مامان یه عااااااااااااااالمه گوجه مولینکس کردیم و یه عااااااالمه بادمجون کباب کردیم و گذاشتیم فریزر ... کیف می کنم از این کارا ...

**** دیروز دوست جونم زنگ زده میگه دلمون خیلی براتون تنگ شده ... خیلییییییییییییی ... میگه بدن درد گرفتیم از ندیدنتون !!

***** از همین جا اعلام می کنم از امروز من رژیم گرفتم ! تا هفته دیگه این موقع ببینم چه قدر وزن کم میکنم ! - اینجا نوشتم که اگه رعایت نکنم آبروم بره ! -

نوشته شده در ۱۳۸٩/٦/۳۱ساعت ۱٠:٤۳ ‎ق.ظ توسط دخملی نظرات ()