روزهای زندگی ما !

مامان عزیزم حالش خوب نیست. درد و ناراحتی زیادی داره. الان هم زیر سرمه و من غصه دارم.به خصوص اینکه دقیقا نمی دونم چشه !

اخلاق بدی دارن که اگه چیزی هست به ادم نمی گن . فک نمیکنن وقتی ادم نمی دونه دلش هزار راه میره و به هزار چیز بد فک میکنه .نگران

دلم اونجاست و بابا هم کلافه است و از تلفن زدن زیاد کلافه تر میشه . من چی کار کنم خوب ؟! فک نمیکنن دل من هم به اندازه اون ها نگرانه ؟!

نمی دونم مامان ناراحتی اش چیه اما براش دعا کنین که چیز مهمی نباشه. اصلا بهتر نشده . دیشب تا صبح بیدار بود و ناله می کرد.

چه بده که ندونی اطرافت چه خبره نگران

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۱۱ساعت ٩:۱۱ ‎ق.ظ توسط دخملی نظرات ()