روزهای زندگی ما !

وقتی می رسم خونه هیچ کاری ندارم ! خونه از تمیزی برق میزنه ...

وسوسه درست کردن رولت خرما افتاده تو جونم ... درست وقتی بلند میشم و دست به کار میشم دوست جون زنگ میزنه ... میگه شام بریم اونجا ... اما به علت نداشتن ماشین قرار میشه اونا بیان خونه ما ...

اما دوست جون میگه یه غذای جدیدی یاد گرفته و میخواد درست کنه ... هرچی هم میگم نه زیر بار نمیره !!

رولت خرما رو درست می کنم و میزارم یخچال ...

نمی دونم چرا وسوسه ام همه چیزهایی جدیدی که امروز یاد گرفتم رو درست کنم ... سریع دست به کار میشم و کیک ماست درست می کنم ...

موقع درست کردن کیک به این فک میکنم که خیلی زشته اگه من هیچی درست نکنم ... بعد از مشورت با همسری قرار میشه پیراشکی گوشت و قارچ درست کنم ...

همسری حدود 7 میاد و تو درست کردن پیراشکی کمکم می کنه ... یه بحث کوچیکی هم می کنیم ... هر دو از هم دلخور میشیم ...

اما زودی آشتی می کنیم ...

دوستامون حدود 9:30 میان ... سریع شام می خوریم ... دوست جون سیب پلو با گوشت ماهیچه درست کرده ... بهش می گم این غذا کرمانش_اه*ی و ما می خوریم ...

انصافا غذای خوشمزه ای هم هست !

کیکم عالی شده ! یه طعم فوق العاده و ترد ... به شدت استقبال میشه ازش ... از رولت هم !‌

شب خوبی رو می گذرونیم ...

* دستور کیک و رولت و سیب پلو ! تو وبلاگ آشپزی گذاشته میشه ...

** وبلاگ آشپزیم هم پرشینی شد !!

اشپزخانه کوچک من !

*** فارسی وااان هم که نداریم باز!‌ کسی فرکانس جدیدتری داره ؟ کسی تونسته بگیره ؟

**** بچه ها کسی سایت خوب برا ی دانلود فیلم و سریال می شناسه ؟ ممنون میشم بهم معرفی کنین قلب

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/۳ساعت ٩:٤٥ ‎ق.ظ توسط دخملی نظرات ()