روزهای زندگی ما !

همسری نزدیک به یک ساله یه بنده خدایی حدود 5 میلیون پولش رو خورده که البته نوش جانش ... از بهمن ماه همسری هی شکایت می کنه و هی شکایتش رد میشه حالا چرا رد میشه ؟ مثلا قاضی جان می گن درسته که پولت رو خوردن اما این نحوه شکایت غلطه ... اینجاش مشکل داره ... البته بماند که همه دادخواست ها رو وکیل همسری براش تنظیم می کرد ... 

تا حدودا اوایل اردیبهشت بود که بابا یادش افتاد یه دوست قاضی داره تو یه شعبه شورای حل اختلاف ... با همسری رفتن پیشش  کلی تحویلشون گرفته بود و به بابا گفته بود کمتر از 15 روز پولش رو می گیرم براش !

حالا الان نزدیک به دو ماه و قاضی پرونده جدید همسری باز یه ایرادی از نحوه شکایت گرفته ! عجیب و خنده دار نیست ؟!

اون آقای متهم !! هر روز نشسته زیر باد کولر و حالش رو می بره و همسری همش در حال دویدن از این دادگاه به اون شورای حل اختلافه !

یعنی جایی بی قانون تر از اینجا وجود داره ؟ همه هم قبول دارن که این آقای نامحترم پول همسری رو خورده اما یه ایرادی از خودشون درمیارن ... دیگه اعصابمون له شده !!

یعنی من میگم تصور کنین یه نفر نه سواد داره ، نه پدر خانومش آشنا داره ، نه پول داره به وکیل بده ، وقتی پولش رو می خورن باید چی کار کنه ؟! احتمالا برود سرش را یک گوشه بگذارد و بمیرد !! چون ما با داشتن هر سه گزینه بالا هنوز نتونستیم پولمون رو بگیریم !!

خنده دار نیست ؟!

* یه سوالی هم همش تو سرمه ... چند نفری این وسط به همسری میگن پول حلال خورده نمیشه !! خوب حالا که این اقا و یه اقای دیگه ای پول همسری رو خوردن و به راحتی هم خوردن و دارن حالش رو می برن ، پس به این معنی که پول همسری حلال نبوده ؟! به نظر شما این مثل ایراد نداره ؟! حالا همسری از اون یکی هیچی مدرکی که نداره هیچ ! یارو تلفن و خونه و شرکتش رو هم بسته رفته ! ظاهرا از ایران رفته ... پس نتیجه میشه گرفت که پول چه حلال چه حروم به راحتی خورده میشه و بعدش میری حالش رو می بری .... طفلک همسری من !

*****************

عسلی جون ؟ دیشب خوابت رو می دیدم خانمی .... با هم رفته بودیم اداره گذرنامه پاسبورت بگیریم ... البته من می خواستم تمدید کنم پاسبورتم رو ... بعد با یه اقاهه دعوامون شد شدید ! یادم نیست سر چی ؟ اما کلیییییییییی باهاش دعوا کردیم ... فک کنم اعصاب درست درمون ندارم این روزا ...

*****************

من یوزر پسورد جی میلم رو گم کردم ! نمی تونم به لینک هام چیزی اضافه کنم .... چی کار باید کنم یعنی ؟ خانوم آبی عزیزززززززززززززززم به دادم می رسی لطفا ؟! خجالت

*****************

موهام رو که یادتون میاد عسلی کردم ؟ خوب ؟ حالا ریشه هاش یه دو سانتی در اومده ... در اومدن ریشه مو هم از نظر من یعنی فاجعه !!‌یعنی نهایت شلختگی ( این نظر منه البته خدای نکرده به کسی توهین نباشه یه وقت ) ... اخر تیر هم که عروسی می خواهیم بریم ... حالا من دو تا گزینه دارم ... 1- از همون رنگ عسلیم که دارم یه ریشه هام بزن و برم خوش باشم ... 2- دوست جون تو سرم انداخته که برم و با یه دکلره ضعیف کل مو ، موهام رو زیتونی - نسکافه ای کنم ... حالا موندم چی کار کنم ؟ این رنگ رو دوست جون برای خواهرش زده بود بی نهاااااااایت زیبا شده بود ... خودش هم میگه مش هات هنوز جا داره و نمی سوزه ... نظرتون چیه ؟

*****************

بعد از تماس تلفنی با خواهر شوهری و صحبت در مورد لباسم قرار شد خواهر شوهری برام با قلاب گل ریز ببافه و رو لباسم وصل کنم ... مرسی خواهر شوهری مهربان ...

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٥ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ توسط دخملی نظرات ()